☺ ☻☺ ☻
سفارش تبلیغ
صبا

☺ ☻☺ ☻

خدارا دوست دارم،به خاطر اینکه با هر usernameکه باشم،من را connectمیکند.

خدارا دوست دارم،به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مراD.C نمیکند.

خدا را دوست دارم،به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغامline busy نمیدهد.

خدا را دوست دارم،به خاطر اینکه با یک delete هر چه را بخواهم پاک میکند.

خدا را دوست دارم،به خاطر اینکه این همهwallpaperکه updateمیکند.

خدا را دوست دارم،به خاطر اینکه با این که خیلی بدم ، من را log off نمیکند.

بقیه هم داره که بعدا مینویسم ...


یادداشت ثابت - سه شنبه 92/8/22 | 1:11 عصر | reyhaneh... | نظر

1.خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار میشدی، بلکه از تو خواهد پرسید که چند نفر را که وسیله نداشتند به مقصد رساندی؟؟

2.خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چند متر بود ، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟؟

3.خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟؟

4.خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن بودی؟؟

5.خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟؟

6.خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی،بلکه از تو خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی؟؟

7.خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی میکردی،بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟؟

8.خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید که چه گونه انسانی بودی؟؟

9.خداوند از تو نخواهد پرسید چرا اینقدر طول کشید تابه جست و جوی رستگاری بپردازی ، بلکه  با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم ، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

10.خداوند از تو نخواهد پرسید که چرااین مطلب را برای دوستانت نخواندی،بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی میکردی؟؟


یادداشت ثابت - سه شنبه 92/8/22 | 12:53 عصر | reyhaneh... | نظر

هفت موردی که،بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:

ثروت،بدون زحمت

لذت،بدون وجدان

دانش،بدون شخصیت

تجارت،بدون اخلاق

علم ،بدون انسانیت

عبادت،بدون ایثار

سیاست،بدون شرافت

این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد.

اعتقاد ما بر این است که وی،این موارد را در جست و جوی خود،برای یافتن ریشه های خشونت شناسایی کرد.


یادداشت ثابت - سه شنبه 92/8/22 | 12:32 عصر | reyhaneh... | نظر

مردی قوی هیکل، در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند.

روز اول،درخت برید، رئیسش به او تبریک گفت و او را به ادامه ی کارش تشویق کرد.روز بعد با انگیزه ی بیشتری کا کرد ولی 15 درخت برید.

روز سوم بیشتر کار کرد،اما فقط 10 درخت برید، به نظرش آمد که ضعیف شده است.

پیش رئیسش رفت عذر خواست و گفت:نمیدانم چرا هر چه بیشتر تلاش میکنم ، درخت کم تری می برم.

رئیسش پرسید:آخرین بار کی تبرت را تیز کردی؟؟

او گفت: برای این کار وقت نداشتم.تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم!!

نتیجه:برای اینکه در دنیای رقابتی امروز، همیشه حرفی برای گفتن داشته باشی،باید برای به روز کردن خودت وقت بزاری!

وگرنه...


یادداشت ثابت - سه شنبه 92/8/22 | 12:21 عصر | reyhaneh... | نظر

ارزشمند ترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند،

 بلکه در دل حس میشوند...


یادداشت ثابت - یکشنبه 92/8/20 | 8:13 عصر | reyhaneh... | نظر

ویکتور  هوگو:

ایمان داشته باش که کوچکترین محبت ها از 

ضعیف ترین حافظه ها پاک نمیشوند....



tags:مطالب زیبا
یادداشت ثابت - یکشنبه 92/8/20 | 8:5 عصر | reyhaneh... | نظر

باز محرم شد و دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست.

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمر ها شکست.

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست.

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم ،محرم درد حسین است...


یادداشت ثابت - یکشنبه 92/8/20 | 8:3 عصر | reyhaneh... | نظر

دو بیمار در یک اتاق بستری بودند.........

یکی از آن ها تختش کنار تنها پنجره ی اتاق بود و میتوانست از پنجره بیرون را نگاه کند آن یکی تختش گوشه ی دیوار بود.

آن ها هروز باهم صحبت میکردن و آن بیمار که تختش نزدیک به پنجره بود چیزهایی که میدید را برای بیمار دیگر تعریف میکرد و و هم روحیه اش تازه میشد.

بیمار دیگر چشم هایش را میبست و تصویر بیرون از پنجره را میدید...

بیماری که نزدیک به پنجره بود مرد.

بیمار دیگر ناراحت شد . از پرستار ها خواست تا تختش را به کنار پنجره ببرند.

پرستار ها قبول کردند بیمار به زحمت نشست و وقتی از پنجره به بیرون نگاه میکرد دیوار بلندی را دید .

او به پرستار گفت که دوستش هر روز از پنجره به بیرون نگاه میکرد و برایش چیز هایی که میدید را تعریف میکرد

پرستار گفت آن بیمار نابینا بوده و نمیتوانست چیزی ببیند...

8 بهشتدلم شکست


یادداشت ثابت - یکشنبه 92/8/20 | 3:25 عصر | reyhaneh... | نظر

هر صبح خورشید فریاد میزند:

ای آدم ها،

کتاب زندگی چاپ دوم ندارد پس تا میشود خوب

پاک و عاشقانه زندگی کنید...

8بهشتمؤدب


یادداشت ثابت - یکشنبه 92/8/20 | 3:14 عصر | reyhaneh... | نظر

وقتی حرف راست میزنید

فقط انسان هایی از دستتان ناراحت میشون

د که تمام زندگیشان بر دروغ استوار است...


یادداشت ثابت - شنبه 92/8/19 | 4:15 عصر | reyhaneh... | نظر
<      1   2   3   4   5   >>   >
کاوش جاب


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه


وب سایت تفریحی ریحانه

وب سایت تفریحی ریحانه

هدایت به بالا

کد هدایت به بالا

هدایت به بالا